profile - دانشکده ادبیات





عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه ادبیات

پردیس دانشگاه
عباس حاج زین العابدینی

عباس حاج زین العابدینی

استادیار / ادبیات و علوم انسانی / گروه الهیات

دروس ارائه شده نیمسال جاری

نام درس واحد زمان ارائه درس ترم
تاریخ فلسفه غرب 3 2 هرهفته، دوشنبه ، 10:00-11:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
حکمت اشراق 2 2 هرهفته، شنبه ، 13:30-15:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
فرق کلامی اسلامی (2) 2 هرهفته، يك شنبه ، 08:00-09:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
فلسفه ملاصدرا(3) 2 هرهفته، يك شنبه ، 10:00-11:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
فلسفه اشراق (2) 2 هرهفته، سه شنبه ، 10:00-11:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. بررسی تطبیقی داستان های تمثیلی در چهار کوارتت تی. اس. الیوت و منطق الطیر عطار نیشابوری
    نوشین خوش بین 1405
       این پژوهش به مطالع? تطبیقی کاربرد داستان های تمثیلی در «منطق الطیر» عطار نیشابوری و «چهار کوارتت» تی. اس. الیوت می پردازد. با وجود تفاوت های تاریخی و فرهنگی، هر دو شاعر از تمثیل به عنوان ابزاری کلیدی برای بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی استفاده کرده اند. عطار با بهره گیری از نمادپردازی حیوانی به ویژه پرندگان و روایتی پلکانی، سفر روح را به سوی سیمرغ که نماد حقیقت غایی است، ترسیم می کند. در مقابل، الیوت با تکیه بر عناصر طبیعی مانند آب، آتش، زمان و ساختاری چرخشی، گذار از خودِ فردی به خودِ متعالی را باز می نماید. این پژوهش با روش تحلیلی_ توصیفی و رویکرد تطبیقی، به بررسی ساختار روایی، نمادهای کلیدی و فرایند تحول معنوی در هر دو اثر می پردازد. هر دو متن از تکنیک های تکرار و گردش مفاهیم برای ایجاد ریتم معنایی بهره می برند و در عین تفاوت های صوری، به وحدت وجود و گذار از کثرت به وحدت نظر دارند. مسال? اصلی در این پژوهش پاسخ به این پرسش است که در بازنمایی سفر روحانی و جستجوی حقیقت چه وجوه اشتراک و افتراقی میان این دو اثر وجود دارد؟ این مطالعه از نخستین پژوهش هایی است که نظام های تمثیلی این دو اثر را در چارچوب ادبیات تطبیقی می سنجد و می تواند به درک عمیق تر اشتراکات انسانی در بیان مفاهیم متعالی کمک کند. نتایج این پژوهش علاوه بر غنای مطالعات تطبیقی، می تواند در حوزه های نقد ادبی، فلسف? هنر و گفت و گوی بینافرهنگی کاربرد داشته باشد.    ب) کلیدواژه­ها:
  2. بررسی مبانی و لوازم کثرت نوعی نفوس از نظر ملاصدرا
    فاطمه رستمی 1405
    علم النفس از جمله مسایل مهم و بحث برانگیز، نزد فیلسوفان مختلف بوده است و فیلسوف نامدار، ملاصدرا نیز از این فاقله جدا نمانده است. او در کتاب هایی مانند اسفار و شواهد الربوبیه مطالب گوناگونی در این زمینه بیان داشته است. به طور خلاصه می توان نظر صدرا در مورد   نفس را این گونه توضیح داد: نفس و بدن به ترکیب اتحادی با یکدیگر متحدند. نفس در ابتدا جسمانیه الحدوث است اما تفاوتش با صورت های مادی دیگر در این است که استعداد و قابلیت سلوک تدریجی به سوی عالم ملکوت دارد و در ادامه روحانیه البقا می شود. بنابراین ملاصدرا با تکیه بر اصالت وجود و حرکت جوهری، حقیقت نفس را مشکک می داند. یعنی او نفس را واقعیت جوهری ممتدی در نظر می گیرد که اجزای فرضی اش، به نحو پیوسته یکی پس از دیگری حادث می شوند و همواره جزء حادث، کامل تر از جزء زایل است. نفس در طول حرکت اشتدادی خود از مرتبه ی جسمانی و مثالی گذر می کند و در نهایت به مرتبه عقلی نائل می شود. از نظر صدرا، هرچند انسان ها در ابتدای حرکت جوهری شان، سرمایه یکسانی دارند اما در پایان، به انواع مختلفی تبدیل خواهند شد. یعنی انسان ها علاوه بر تفاوت عَرضی، به واسطه افعال جوارحی و جوانحی که انجام می دهند، از لحاظ طولی هم انواع گوناگون دارند. حال این پژوهش در نظر دارد تا مبانی، الزامات و پیامد های کثرت نوعی نفوس از نظر ملاصدرا را به روش فیش برداری و کتابخانه ای تبیین نماید.   
  3. نهاد سپاه و سیر تحول آن در صدر اسلام (از عصر نبوت تا پایان خلفای راشدین)
    حسام رجب عبدالله 1404
  4. بررسی واقع گرایی اخلاقی از دیدگاه علامه طباطبایی وتامس نیگل
    پرستو پروازیان 1403
       واقع‌گرایی اخلاقی دیدگاهی فلسفی است که بر وجود ارزش‌ها و حقایق اخلاقی عینی که مستقل از باورها، احساسات یا ادراکات انسانی هستند، تاکید می‌کند. طبق این دیدگاه، گزاره‌های اخلاقی تنها بیانگر نگرش‌های ذهنی یا هنجارهای فرهنگی نیستند، بلکه ادعاهایی درباره جنبه‌های عینی جهان هستند که می‌توانند درست یا نادرست باشند. بر این اساس در این پژوهش به بررسی و مقایسه اندیشه دو متفکرِ معاصر، تامس نیگل و علامه طباطبایی، پرداخته شد. نیگل به واقع‌گرایی اخلاقی و تاثیر آن بر استدلال و اعمال اخلاقی پرداخته است. او تفسیرهای عینی و ذهنی ارزش‌ها و دلایل اقدام را بررسی کرده است و چالش‌هایی مانند شکاکیت، تقلیل‌گرایی و تفاوت‌های فرهنگی را مطرح کرده است. او بر این باور است ارزش‌ها و دلایل عینی معتبر هستند و اختلافات اخلاقی واقعیت آن‌ها را رد نمی‌کنند. او بر اهمیت تعادل بین ارزش‌های وابسته به فاعل و فارغ از فاعل تاکید دارد و نقش استقلال و محدودیت‌های وظیفه‌گرایی را بررسی می‌کند. همچنین ارتباط واقع‌گرایی اخلاقی با نظریه تکامل را بررسی می‌کند و بیان می‌کند فهم جامع ارزش‌ها نیازمند شناخت ارزش‌های ذاتی است که مستقل از نقش آن‌ها در بقا هستند. در نهایت، او پیشنهاد می‌کند استدلال اخلاقی باید انگیزه‌های شخصی را با استانداردهای اخلاقی بی‌طرفانه ترکیب کند تا مجموعه‌ای یکپارچه‌تر از الزامات اخلاقی به دست آید. طباطبایی، در نظریه اعتباریات ارزش‌ها و وظایف اخلاقی را از منظر تاثیرات فرهنگی و اجتماعی بررسی کرده و نقش ادراکات انسانی و تاثیر جهان اطراف بر تصمیم‌گیری‌های اخلاقی را روشن می‌کند. او بر اهمیت درک و تمایز بین کنش‌های خوب و بد و تاثیر نمادگرایی و استعاره در شکل‌دهی به ارزش‌ها و درک‌های انسانی تاکید دارد. او بیان می‌کند برخی مفاهیم و ارزش‌ها، اگرچه ذهنی درک می‌شوند، اما در تجربیات و احساسات واقعی انسانی ریشه دارند و به شرایط و حقایق واقعی مرتبط هستند. این ارزش‌ها و حقایق اخلاقی با دستورات الهی همسو بوده و دارای واقعیت عینی فراتر از ادراک فردی انسان هستند. او معتقد است ارزش‌های اخلاقی در ساختار واقعیت جای دارند که آن‌ها را جهانی و الزام‌آور می‌سازد. هر دو متفکر، با وجود تفاوت‌های رویکردشان؛ نیگل از طریق توجیه منطقی و طباطبایی از طریق چارچوبی الهیاتی و متافیزیکی بر اهمیت ارزش‌ها و فضیلت‌های اخلاقی در توسعه فردی و رفاه اجتماعی توافق دارند. آن­ها همچنین بر اعتبار و صدق ارزش‌ها تاکید کرده و نسبی‌گرایی اخلاقی را رد می‌کنند.   کلید واژه‌ها:
  5. بررسی تطبیقی نسبت ایمان و عقلانیت از نظرگاه محمد غزالی و آلوین پلنتینجا
    سحر جمشیدی 1402
  6. بررسی تطبیقی زهد و کارکردهای آن در اندیشه شوپنهاور و امام محمد غزالی
    سیما صفری قلعه زنجیری 1402
    بحث زهد و مسائل مربوط به آن از جمله مسائلی است که از دیرباز توجه برخی از متفکران غربی و شرقی را در حوزه‌های مختلف تفسیر، فلسفه، عرفان، تصوف و فلسفه اخلاق را به خود معطوف داشته است. امام محمد غزالی و آرتور شوپنهاور ازجمله متفکرانی هستند که علی‌رغم نظام فکری متفاوت، با نگرشی عارفانه به زهد و شیوه زاهدانه و پارسامنشانه در نظام فلسفی خود توجه کرده‌اند. غزالی زهد را به عنوان یکی از مقامات سالکان و عارفان معرفی می‌کند و آن را به اعراض و بی‌میلی نسبت ‌به دنیا و امورات آن به جهت دست‌یابی به لقای حق تعالی در جهان آخرت تعریف می‌کند، اما شوپنهاور جهان را اراده‌ای می‌داند که منشا تمام دردها و رنج‌های موجود در این عالم است و بر آن است که هر آنچه در این عالم وجود دارد، جلوه و نمود همین اراده است. بر همین مبنا، او زهد را به سرکوب امیال و غرایز و محدود کردن خواسته‌های مطلوب و روی آوردن به امور نامطلوب با هدف نفی اراده تعریف می‌کند. در نظر هر دو متفکر زهد، نتایجی را در پی دارد که مهم‌ترین و اصلی‌ترین آن نیل به سعادت بشری است و با توجه به دخیل ‌بودن زهد در سعادت و کمال بشر از نگاه غزالی و شوپنهاور، بررسی و تطبیق دیدگاه‌های این دو متفکر بزرگ، به نظر مفید فایده می‌رسد. جهان‌بینی‌های متفاوت حاکم بر نظام فکری این دو اندیشمند سبب گردیده تا مفهوم زهد و نتایج حاصل از آن، با وجود اشتراکات، دارای تفاوت‌هایی نیز شود. این پژوهش درصدد آن بوده است تا ضمن لحاظ بستر و جهان‌بینی‌های متفاوت حاکم بر اندیشه   غزالی و شوپنهاور، اشتراکات و افتراقات مفهوم زهد و نتایج حاصل از آن را، استنباط و تبیین کند.    واژه‌های کلیدی: اراده، ریاضت، زهد، سعادت، شوپنهاور، غزالی   
  7. مطالعه تطبیقی دیدگاه سورن کی ¬یرکگور و فخررازی پیرامون دینداری عقل گرایانه
    سبا ذوالفقاری 1402
    مسئل? دین و ایمان و ارتباط آن با عقلانیت یکی از مهم‌ترین مباحث فلسفی است؛ مسئله‌­ای که از دیرباز محل بحث و بررسی اندیشمندان و متفکران قرار گرفته است. اساساً نسبت و رابط? ایمان و عقل با یکدیگر موجب شکل­گیری دو مکتب «ایمان­گرایی» و «عقل­گرایی» گردیده است که هر کدام طرفداران خاص خود را در جهان اسلام و جهان غرب دارند. در پژوهش پیش رو، «امام فخرالدین رازی» از میان متکلمان مسلمان و «سورن کی­ یرکگور» به­عنوان فیلسوفی اگزیستانسیالیست در غرب، به­دلیل دیدگاه خاصشان در باب ماهیت دین برگزیده‌ شدند تا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و مقایس? دیدگاه این دو اندیشمند پرداخته ‌شود. پرسش اصلی این است که وجه اشتراک و افتراق کی ­یرکگور و فخر رازی پیرامون ارتباط دین و عقل چیست؟ به‌نظر می‌رسد کی­ یرکگور در دست? ایمان­گرایان افراطی به­شمار می­رود. وی بنیان دین را نوعی شورمندی می­داند که با عقل در تضاد است و در تمام طول تفکرات فلسفی­اش، سعی در نشان دادن آشتی­ناپذیری دین و عقل دارد. فخر رازی در دور? متاخر زندگانی خویش، با نظری? کی­ یرکگور در بخشی از فلسف? دینداری خود همدل می­شود و دین و گزاره­­های آن را فراعقلی و به دور از دسترس عقل در نظر می­گیرد و همانند کی­ یرکگور به ایمان­گرایی روی می­آورد؛ اما تفاوت این دو در این است که کی­ یرکگور کل مجموع? دین و گزاره­های آن را دور از دسترس عقل درنظر می­گیرد و در باب اثبات و تبیین دین و گزاره­های ­آن، عقل­ستیز محسوب می­شود و ایمان­گرایی را پیشه می­کند که فراتر از عقل است؛ درحالی­که فخر رازی فقط در بخشی از گزاره­های دینی به ایمان­گرایی روی می­آورد و عقل را همواره پشتیبان گزاره­های ایمانی در دست? خردپذیر مانند مقام نبوت و وحی می­داند؛ اما مواردی چون عذاب و ثواب اخروی را خردگریزی می­داند. کلمات کلیدی: ایمان‌گرایی، عقل‌گرایی، فخر رازی، کی یرکگور، عقلانیت ایمان، دین   
  8. بررسی تطبیقی تاثیر تربیت و عشق بر کمال انسان از نگاه ملاصدرا و افلاطون
    مریم حاجیان 1402
  9. بررسی و نقد دیدگاه ابوالقاسم فنایی در (( تفاوت خدای عرفان و خدای فلسفه ))
    پریا مرادی محمدآبادی 1401
       چکیده یکی از دغدغه‌های اصلی و اساسی که همواره برای انسان وجود دارد، شناخت خداوند است؛ تا جایی که می‌توان ادعا نمود خدا مهم‌ترین مسئل? انسان و فلسفه است. یکی از مباحثی که می‌توان در خصوص خداوند آن را پیگیری نمود بحث از   تشخص یا عدم تشخص خداوند است. آقای ابوالقاسم فنایی نویسند? معاصر، در مقاله‌ای تحت عنوان خدای عرفان و خدای فلسفه؛ به بررسی تصویر خدا در عرفان و فلسفه می‌پردازد. وی در مقال? مذکور،   بین خداشناسی دو نحل? فلاسفه و عرفا، تفاوت اساسی قائل می‌شود. با پیگیری مطالب   مقال? مورد بحث   و بررسی شواهد و دلایلی که آقای فنایی به آن‌ها اشاره نموده است؛ به تشخص واجب‌الوجود در فلسفه و عدم ‌تشخص خدا در عرفان می‌رسیم. آقای فنایی با توجه به تعریف فلاسفه از   خدا، لوازم الهیاتی منفی نظیر غایب، مجهول و دور بودن خدا در فلسفه را نتیجه می‌گیرد. برخی هم‌چون آقای فنایی اختلاف‌نظر بین خداشناسی فلاسفه و عرفا را اختلافی زیربنایی و کلیدی می‌دانند تا جایی که معتقدند سایر اختلاف‌نظرهای بین آنان از همین‌جا یعنی تفاوت در تعریف و تصور از خداوند سرچشمه می‌گیرد. مقایس? این دو تلقی از خداوند و تامل در لوازم الهیاتی و پیامدهای منطقی آن‌ها بسیار آموزنده و در عین حال سرنوشت‌ساز است. ما در پژوهش حاضر با تحلیل تقریر فلاسف? شاخص از تعریف خداوند و مقایس? خداشناسی فلسفی و عرفانی با هم، به این نتیجه می‌رسیم که برخلاف مدعای آقای فنایی مبنی بر غیریت خدای فلسفه و خدای عرفان، خداشناسی دو نحله در روش   با یک‌دیگر متفاوت است والّا تعریف خدا در فلسفه و عرفان به عنوان موجود مطلق بشرط‌لا و موجود مطلق لابشرط به یک معنا می‌باشد. هدف اصلی در پژوهش حاضر بررسی صحت انتساب مدعای آقای فنایی به خداشناسی فلاسفه مسلمان است   و سعی بر این است که هم تصویر نسبت داده شده و هم لوازم منفی شمرده شده برای این تصویر را با توجه به متون فلاسفه شاخص سه مکتب مشاء، اشراق و متعالیه پیگیری نماییم. این پژوهش با روش توصیفی _ تحلیلی پیگیری می‌شود و روش جمع‌آوری اطلاعات، کتابخانه‌ای اعم از کاغذی و الکترونیک است.                کلید واژگان: تصویر خدا، خدای متشخص، خدای نامتشخص، ابوالقاسم فنایی، خدای فلسفه، خدای عرفان
  10. بررسی دیدگاه نجات حداکثری در فلسفه اسلامی
    زینب مراتی فشی 1401
    مسئله‌ی سعادت و نجات از دغدغه‌های اساسی انسان بوده و از نگاه فیلسوفان مسلمان دارای اهمیت ویژه‌ای است‌. پژوهش حاضر که در پی بررسی کمیت بهره‌مندان از سعادت و نجات از دیدگاه ابن‌سینا‌، سهروردی‌، ملاصدرا است‌، این پرسش محوری را دنبال می‌کند که در حیات اخروی نسبت افراد اهل نجات به افراد اهل عذاب و گرفتاری از حیث کمیت چگونه است‌‌؟ مباحث حکیمان مسلمان در این مسئله حاکی از این است که آن‌ها اهل نجات و سعادت اخروی را اکثری می‌دانند‌. این نوشتار قصد دارد‌: اولاً شواهد و ادله‌ای بیان کند که این مدعا را تایید می‌‍‌کند. ثانیاً چگونگی تاثیر هر یک از این شواهد و ادله را بر افزایش کمیت نجات‌یافتگان و سعادتمندان تحلیل و بررسی نماید‌.   لذا در پی اثبات این مدعا _ که حکمای منظور در حیات اخروی اکثریت را اهل نجات می‌دانند _   در نوشتار حاضر شواهدی که دلالت بر این مطلب دارند ذیل مبانی خداشناختی‌، انسان‌شناختی‌‌، معادشناختی، هستی‌شناختی و آراء دین‌شناسانه آنان  احصا گردیده است‌. کیفیت تاثیر هر یک از این مباحث را بر کمیت نجات‌یافتگان و سعادتمندان مورد بررسی قرار داده است‌. علاوه بر اهمیت خود این مباحث تحلیل این مبانی حاکی از آن است که‌ هر یک از این مبانی متضمن مطالبی است که منجر به استنباط نجات اکثریت در حیات اخروی خواهد شد‌. از جمله‌ی این شواهد و ادله می‌توان به این موارد اشاره کرد‌؛ صفات الهی حاکی از آن است رحمت الهی که اصیل‌، واجب و ذاتی حق تعالی است‌، عمومیتی فعلی دارد نه شانی و وسعت آن‌، عذاب الهی را که امری عارضی است نیز در بر می‌گیرد‌؛ چرا که رحمت الهی غالب بر غضبش بوده و مصحح امکان نجات اکثری است‌.
  11. امامت و ولایت در آئینه اعتقادات و کلام آئین یاری
    تابان امیدی 1401
  12. مطالعه‏ی تطبیقی مسئله‏ی وحدت در کثرت در فلسفه هراکلیتوس و ملاصدرا
    هدیه جعفری 1401
    مبحث وحدت در کثرت از مسائل مهم فلسفی است که از دیر باز سابقه ای طولانی در فلسفه داشته است.مفاهیمی همچون وحدت و کثرت از جمله امور بدیهی هستند که بی نیاز از تعریف می باشند.از این رو،آنچه در تعریف آنها بیان شود،بیشتر توضیح لفظ است تا بیان مفهوم.آنچه در این مقایسه مقصود است بررسی اصل وحدت در کثرت و ارتباط آن با حرکت و تغییر در اندیشه ی هراکلیتوس و ملاصدرا و بیان وجوه اشتراک و اختلاف آنها پیرامون وحدتی که پیوند دهنده این کثرات است،می باشد.هراکلیتوس هر چیزی را در تغییر و دگرگونی می بیند او معتقد است هرچیزی از اضداد تشکیل می شود و نیروهایی در آن وجود دارند که به طور همزمان از دو طرف بر هم اثر می گذارند و از این رو همواره دچار تنش درونی هستند.این تغییر و در گذر بودن، پیوسته یک هماهنگی در میان پدیده ها به وجود می آورد.این هماهنگی،حاصل ستیزه و تنش دائم است .اینکه کثیری وجود دارد روشن است، اما در عین حال باید وحدتی باشد که موجب به هم پیوستن پدیده ها شود.پدیده ها به هم وابسته اند.اضداد اگرچه دگرگون و به یکدیگر تبدیل می شوند،اما حاصل این دگرگونی و اضداد،وحدت و هماهنگی است.در واقع ،همان گونه که اضداد زاییده ی وحدت اند وحدت نیز نتیجه اضداد است.این وحدت با کثرت به نحوی عجیب آمیخته است به گونه ای که بدون کثرت، چنین وحدتی امکان پذیر نیست.وحدتی که در میان این کثرات وجود دارد، پنهان است و این اصل پنهان عالم همان لوگوس است،لوگوس، قانون جهانی و عقل کلی جهان است که بر همه چیز و همه جا و همه کس فرمانرواست. ملاصدرا قائل به حرکت جوهری است.حرکت در جوهر که فقط بر پایه ی اصالت وجود و تشکیک آن ممکن است،به اشتداد و تضعف است.نظریه ی حرکت جوهری، فقط حرکت در یک مقوله را اثبات نمی کند ،بلکه با اثبات حرکت در جوهر جسمانی ،کل عالم مادی یکپارچه در حرکت خواهد بود.عالم ،موجودمتصل و متسلسل واحدی است که به سوی غایتی روان است.اتصال و به هم پیوستگی موجودات و آمدن یکی از دل دیگری،نمایش سیلان و جریان یک حقیقت به سوی یک غایت است.ماهیات می روند و می آیند،اما وجود مادی امری جاری و باقی است.هر مرحله ای محصول مرحله ی قبلی و معد مرحله ی بعدی است.بدین ترتیب،عالم مادی در عین کثرت و تنوع از یک وحدت بنیادین برخوردار است؛وحدتی که همه ی کثرات راه به هم می پیوندد و همه امور به ظاهر متفرق را اجزاء و مراتب یک حقیقت قرار می دهد. ازجمله وجوه اشتراک ایشان این است که هر دو به سیلانی فراگیر در عالم قائل اند که به پیدایش کثرت در عالم منجر می شود و نیز به وحدتی در پس این کثرت قائل هستند و از این وحدت با تعبیر وحدت در کثرت یاد کرده اند.واز جمله وجوه اختلاف ایشان این است که هراکلیتوس به حرکت دیالکتیکی قائل است و حرکت را حاصل ستیز میان اضداد می پندارد،اما ملاصدرا وجود جوهر شی مادی را به خودی خود سیال می داند.از نظر هراکلیتوس وحدتی که کثرات را به هم می پیوندد، لوگوس است اما ، ملاصدرا این وحدت را وجود مطلق می داند .   
  13. نقد برهان اختفا بر مبنای برهان صدیقین ملاصدرا
    پروین محمدی 1401
    امروزه مسئل? اختفای الهی به عنوان دلیلی بر انکار وجود خداوند به کار می‏رود. مسئل? خفای الهی را اولین‏بار شلنبرگ به صورت برهانی مدون مطرح کرد. از نظر شلنبرگ اقتضای صفت عشق و خیرخواهی مطلق الهی خودآشکارگی خداوند و ارائ? شواهد و قرائن کافی بر وجود خود است به گونه‏ای که هیچ‏گونه شک و تردیدی در مورد وجود خداوند برای انسان باقی نمی‏ماند. اما خداوند شواهد و قرائن کافی بر وجود خود ارائه نکرده است و در خفاست، بنابراین خداناباوری و الحاد معقول و سرزنش‏ناپذیر است. شلنبرگ بر اساس این استدلال نتیجه می‏گیرد که خدایی وجود ندارد. اما بر اساس   فلسف? اسلامی به ویژه برهان صدیقین، تصویری از ذات خداوند مورد توجه قرار گرفته شده است که در آن خداوند در نهایت ظهور است و خفای آن نیز مربوط به همین شدت و فرط ظهور است. بر اساس این تصویر خداوند حقیقتی نیست که در خفا و بطون و غیاب مطلق باشد تا لازم باشد همواره با استناد به امور ظاهر بر وجود پنهان و غایب او استدلال کرد. بلکه می‏توان وجود واجب تعالی را به گونه‏ای تصویر نمود که وجودش ظاهر بلکه در نهایت ظهور است، به گونه‏ای که نیازی به شاهد گرفتن موجودات دیگر غیر از او، برای اثبات وجود او نیست. بر اساس برهان صدیقین ملاصدرا، حقیقت هستی مساوی با ذات لایزال خداوند است. از نظر ملاصدرا وجود حقیقی فقط از آن خداوند است و هم? موجودات تجلیات و مظاهر وجود او هستند که نسبت آنها با خداوند مثل نسبت سایه به صاحب سایه است. وقتی سایه هست، به طریق اولی صاحب سایه باید موجود باشد. پس وقتی موجوداتی در عالم هست، به طریق اولی خدا باید موجود باشد. اگر انسان توفیق یابد و موجودات را اینگونه درک کند، خدا را در تمام مظاهر هستی خواهد یافت. مطابق چنین تصویری از خداوند برهان اختفای شلنبرگ، قطع نظر از انتقادات دیگری که بر آن وارد شده است، از این حیث نیز قابل انتقاد است که کارآیی آن تنها نسبت به تصوری خاص از ذات خداوند خواهد بود و مطابق تصوری که در فلسف? اسلامی و به ویژه در برهان صدیقین از ذات خداوند ارائه می‏شود، برهان اختفا بلاموضوع می‏شود و قابلیت طرح خود را از دست می‏دهد  
  14. جستاری در پاسخ های کتاب و سنت به مساله شر
    سیدفضل الله روشن 1399
  15. بررسی فقهی و حقوقی شرط تضمین سود در قراردادهای سرمایه گذاری
    نعیم محمدی قیماسی 1399
  16. بررسی نقد های ملاصدرا بر نظریه علم اشراقی سهروردی
    سهیلا قربانیان 1398
  17. بررسی و تحلیل تاریخ روابط سیاسی علویان طبرستان با خلفای عباسی
    مهران خسروی 1398
  18. تاثیر بن مایه های فلسفه اشراقی در شناخت و کسب سعادت از دیدگاه سهروردی
    خدیجه رحمتی فرجام 1398
  19. نظریه رویا انگاری وحی و بررسی نقد های وارد بر آن
    زینب عزتی 1398
  20. بررسی تاریخ و جغرافیای تاریخی کرمانشاه در دوره اسلامی از آغاز تا دوره صفویه
    مهناز سلیمانی 1398
  21. جایگاه اسباب نزول در تفاسیر اجتماعی با تکیه بر تفاسیر المنار،فی ظلال القران،المیزان و نمونه.
    سحر مطلوبی 1398
    چکیدهاسباب نزول هر حادثه یا پرسشی است که در زمان پیامبر(ص)، متناسب با آن حادثه یا رویداد، آیات و یا سوره­هایی از قرآن، هم­زمان   یا در پی­آن نازل شده است و از جمله مباحث علوم قرآنی است که   نقش بسزایی در درک مفاهیم و مقاصد آیات و سور دارد. این دانش از زمان نزول قرآن کریم تاکنون همواره مورد توجه و اهتمام مفسران بوده است و از روایات و اخبار سبب نزول، به عنوان جهت دهنده تفسیرشان برای تعیین مقصود خداوند، بهره گرفته­اند. تفاسیر اجتماعی از جمله المیزان، المنار، فی ظلال القزآن و نمونه نیز مستثنی از این امر نیستند و هرکدام از این مفسران به طور متفاوتی از روایات سبب نزول بهره گرفته­اند. این پژوهش نیز با روش توصیفی- تحلیلی در صدد تبیین جایگاه اسباب نزول در تفاسیر اجتماعی است، تا این مهم حاصل شود که هر کدام از این مفسران چه رویکرد و نگرشی نسبت به اسباب نزول داشته­اند و از طرفی در برخورد با روایات اسباب نزول، با   اتخاذ چه ملاک­هایی به نقد و تحلیل آن­ها، در تفسیر خود پرداخته­اند.واژگان کلیدی: اسباب نزول، روایات اسباب نزول، تفاسیر اجتماعی، المنار ،   تفسیرنمونه  
  22. تحلیل رابطه دین واخلاق از دیدگاه ویلیام جیمز و مرتضی مطهری
    زهره کولیوند 1398
  23. تحلیل معناشناختی مفهوم شهود و اقسام آن از دیدگاه شیخ اشراق
    فرشته علی بیگی 1398
  24. بررسی نسبت تبیین فلسفی و تبیین دینی از دعا
    ملیحه حاتمی 1398
  25. فرجام شناسی نفوس ناقصه از دیدگاه فارابی و ابن سینا و مقایسه آن با آیات و روایات
    زهرا کهریزی 1398
  26. تفسیر قرارداد در قانون مدنی ایران، عراق و مصر
    محمد شهاب احمد 1397
    در این مقاله، تفسیر قرارداد در قانون مدنی ایران، عراق و مصر و عمل جاری در این کشورها در مورد این موضوع بحث می کنیم. اولا ما در مورد نظریه های مختلف در این کشورها بین محققان قانون و حقوقدانان این کشورها بحث می کنیم و همچنین به قوانین مدنی ایران، عراق، کدام تفسیر قرارداد و این قوانین مرجع ما و مرجع قاضی است که در آن تفسیر قرارداد که در آن تفسیر قرارداد در قانون مدنی مصری و مقالات 150 و 151 از قانون مدنی
  27. مطالعه تطبیقی علن النفس سینوی وصدرایی با نگاه به اصل حرکت جوهری
    عارفه حیدریان 1397
      چکیدههمواره یکی از مهمترین مباحث فلسفه، علم النفس فلسفی بودهاست. فلاسفه‏ی زیادی در این باب ارائه نظر کرده‏اند. در میان فلاسفه‏ی اسلامی دوتن از برجسته‏ترین آنها ابن سینا و ملاصدرا هستند. ابن‏سینا در باب علم‏النفس صاحبنظر است و مسائل و استدلالهای جدید و مهمی ارائه کرده و تا جایی که توانسته اینعلم را توسعه داده است؛ اما از آنجا که به یک مساله‏ی مهم یعنی حرکت جوهری دراشیاء توجه نداشته، بلکه آن را انکار کرده، علم‏النفس او با علم‏النفس صدراییبسیار متفاوت است. این نوشتار همانگونه که از نامش پیداست، به مقایسه‏ی تطبیقیِاین دو علم‏النفس می‏پردازد و تمرکز آن بر روی حرکت جوهری و تاثیر آن بر علم‏النفسصدرایی در مقایسه با علم‏النفس سینوی است.
  28. تجزیه و تبدیل شرکت¬های تجاری در حقوق ایران و انگلیس
    اعظم عمادی 1397
  29. نمادها ونمودهای نقش زنان در دفاع مقدس با تاکید بر رمانهای خواب سبز عشق وخاک سرخ
    خداداد مرادی 1397
  30. بررسی نقدهای استا مطهری بر انسان شناسی فلسفی
    فریبا کرمی 1397
  31. بررسی براهین اثبات وجود خدا در فلسفه اسپینوزا و ملاصدرا
    ضیاءالدین کرمی 1396
  32. بررسی تطبیقی نفس از دیدگاه اسپینوزا و ملاصدرا
    الهه محمدی 1396
  33. بررسی و نقد جایگاه عقل در اخلاق از نگاه فیلسوفان مسلمان با تاکید بر آراء محمدبن زکریای رازی
    نجمه خاتون موسوی 1396
  34. جایگاه تهذیب نفس درحصول معرفت ازدیدگاه حکمت متعالیه
    سیدمحمد حسن زمانی 1396
  35. خداشناسی امام فخر رازی با تاکید بر کتاب شرح اشارات و تنبیهات
    علی اصغر تبردار 1396
  36. وحی و تجربه دینی از نگاه اندیشمندان معاصر
    علیرضا فرهادی 1396
  37. نسبت علم الهی با عالم عین در فلسفه لایب نیتس و ابن سینا
    اسد یاری 1396
  38. نقش فلسفه در رستگاری از دیدگاه محمدبن زکریای رازی
    ثریا سلیمانی 1396
  39. بررسی تطبیقی رویکرد ملاصدرا و مارسل به وجود انسان.
    سارا صحرایی بلوردی 1396
  40. بررسی اختیار و آزادی از دیدگاه سارتر و ملاصدرا
    فریبا فرهادی گزافی 1396
  41. حقیقت مرگ وحیات پس از آن در اندیشه ی علامه محمد تقی جعفری
    اکرم دهنوی 1395
  42. گونه شناسی و فهم معانی فلسفی نمادها در داستانهای تمثیلی سهروردی
    آزاده الیاسی 1395
  43. آسیب شناسی مقررات ناظر بر خیارات درحقوق مدنی ایران
    سحر عباسی پاامامی 1395
  44. انسان شناسی از دیدگاه آیت الله جوادی آملی
    حشمت اله جعفری 1395
  45. رابطه عقل و ایمان از دیدگاه غزالی
    فرشته فاضل زاده 1395
  46. بررسی مفاد ،براهین ،ونتایج قاعده( کل حادث مسبوق بقوه وماده تحملها)
    فهیمه شفیعی قائم 1394
  47. بررسی تطبیقی علم الهی از دیدگاه غزالی وملاصدرا
    سجاد همایونی 1394
  48. بررسی تفکر اشراقی در فلسفه ابن سینا
    سمیه نجفی 1394
  49. بررسی تفکر نقادانه در آثار شهید مطهری
    لیلا اسماعیلی 1393
  50. بررسی نقد های ملاصدرا برفلسفه مشایی در الهیات در معنای اخص
    شمسیه سلیمی 1393
    پژوهش حاضر به منظور ارائه و بررسی انتقادات ملاصدرا بر ابن سینا در حوزه الهیات بالمعنی الاخص فراهم آمده است. موضوع الهیات خاص موجودات مجرد و در صدر آنها واجب الوجود و شئون مربوط به او می باشد با توجه به اینکه مباحث مربوط به الهیات بالمعنی الاخص ازجمله مسائل مهم فلسفی کلامی می باشد و بنیادی ترین مسائل در این حوزه قرار می گیرند، نقاط اختلاف ابن سینا با ملاصدرا در این حوزه اهمیت بیشتری می یابد. در این پژوهش ابتدا آراء ابن سینا در اثبات ذات مطرح شده و به انتقادات ملاصدرا در این زمینه پرداخته می شود سپس به انتقادات ملاصدرا در زمینه توحید ذات، صفات الهی، صدور کثرات از واحد و معاد پرداخته شده است.این رساله روشن می سازد که گرچه در بسیاری از موارد تبیین ملاصدرا در مسائل این حوزه والاتر از نظرات شیخ می باشد اما نمی توان ملاصدرا را در تمامی انتقاداتش محق دانست چرا که گاهی روش سخن شیخ چنان است که زمینه را برای برداشت های متفاوت از سخنان وی فراهم آورده است.
  51. رابطه انسان با خدا در اسلام و مسیحیت
    زهرا الفتی 1392
  52. مراتب عقل انسان وارتباط آن با عق فعال ازدیدگاه ابن سینا وملاصدرا
    لعلا سلگی 1392
  53. مغالطه شناسی سهروردی در نقد مشائیان
    کاظم موسی خانی 1391

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/06/11