profile - دانشکده ادبیات
عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه ادبیات
پردیس دانشگاه
Abbas Hajzeinolabediny
Assistant Professor / ادبيات و علوم انساني / Theology
Current courses
| Course Name | unit | term |
|---|---|---|
| www | 2 | first semester Academic year 2025-2026 |
| www | 2 | first semester Academic year 2025-2026 |
| wwww | 2 | first semester Academic year 2025-2026 |
| dfsadfs | 2 | first semester Academic year 2025-2026 |
| fgdg | 2 | first semester Academic year 2025-2026 |
Master Theses
-
A Comparative Study of Allegorical Tales in T.S.Eliot's "Four Quartetes" and Attar Neishaburi's " Manteq-Ol-Teyr"
NOOSHIN KHOSHBIN 2026Abstract: This research conducts a comparative study of the use of allegorical tales in Attar of Nishapur's The Conference of the Birds and T.S. Eliot's Four Quartets. Despite their historical and cultural differences, both poets employ allegory as a key tool for expressing mystical and philosophical concepts. Attar, utilizing animal symbolism—particularly birds—and a stepwise narrative, portrays the soul's journey toward the Simurgh, which symbolizes ultimate truth. In contrast, Eliot relies on natural elements such as water, fire, and time, along with a cyclical structure, to reveal the transition from the individual self to the transcendent self. Employing an analytical-descriptive method and a comparative approach, this study examines the narrative structure, key symbols, and the process of spiritual transformation in both works. Both texts leverage techniques of repetition and the cycling of concepts to create a semantic rhythm, and despite their formal differences, they both address the unity of existence and the transition from multiplicity to unity. The central question of this research is to identify the similarities and differences between these two works in their representation of the spiritual journey and the quest for truth. This study is among the first to assess the allegorical systems of these two works within the framework of comparative literature, and it can contribute to a deeper understanding of shared human commonalities in expressing transcendent concepts. In addition to enriching comparative studies, the results of this research can be applied to the fields of literary criticism, the philosophy of art, and intercultural dialogue. Keywords: Comparative Literature, Allegorical Tales, Four Quartets, T.S. Eliot, The Conference of the Birds (Manteq-Ol-Teyr), Attar of Neishaburi.
-
Examining the basics and essentials of the pluralism of a type of population according to Mulla Sadra
Fatemeh Rostami 2026علم النفس از جمله مسايل مهم و بحث برانگيز، نزد فيلسوفان مختلف بوده است و فيلسوف نامدار، ملاصدرا نيز از اين فاقله جدا نمانده است. او در كتاب هايي مانند اسفار و شواهد الربوبيه مطالب گوناگوني در اين زمينه بيان داشته است. به طور خلاصه مي توان نظر صدرا در مورد نفس را اين گونه توضيح داد: نفس و بدن به تركيب اتحادي با يكديگر متحدند. نفس در ابتدا جسمانيه الحدوث است اما تفاوتش با صورت هاي مادي ديگر در اين است كه استعداد و قابليت سلوك تدريجي به سوي عالم ملكوت دارد و در ادامه روحانيه البقا مي شود. بنابراين ملاصدرا با تكيه بر اصالت وجود و حركت جوهري، حقيقت نفس را مشكك مي داند. يعني او نفس را واقعيت جوهري ممتدي در نظر مي گيرد كه اجزاي فرضي اش، به نحو پيوسته يكي پس از ديگري حادث مي شوند و همواره جزء حادث، كامل تر از جزء زايل است. نفس در طول حركت اشتدادي خود از مرتبه ي جسماني و مثالي گذر مي كند و در نهايت به مرتبه عقلي نائل مي شود. از نظر صدرا، هرچند انسان ها در ابتداي حركت جوهري شان، سرمايه يكساني دارند اما در پايان، به انواع مختلفي تبديل خواهند شد. يعني انسان ها علاوه بر تفاوت عَرضي، به واسطه افعال جوارحي و جوانحي كه انجام مي دهند، از لحاظ طولي هم انواع گوناگون دارند. حال اين پژوهش در نظر دارد تا مباني، الزامات و پيامد هاي كثرت نوعي نفوس از نظر ملاصدرا را به روش فيش برداري و كتابخانه اي تبيين نمايد.
-
The institution of the army and its evolution in the Islamic system (from the era of the Prophethood to the end of the Rightly Guided Caliphs)
HUSAM RAJAB ABDULLAH 2025 -
The Study of Moral Realism in the Attitude of Thomas Nagel and Allameh Tabatabai
Parstoo Parvazian 2024Nigel has discussed moral realism and its effect on moral reasoning and actions. He has examined objective and subjective interpretations of values ??and reasons for action and has raised challenges such as skepticism, reductionism, and cultural differences. He believes that objective values ??and reasons are valid and moral differences do not deny their reality. He emphasizes the importance of balance between subject-dependent and subject-independent values ??and examines the role of independence and the limitations of dutifulness. It also examines the relationship between moral realism and the theory of evolution and states that a comprehensive understanding of values ??requires knowing intrinsic values ??that are independent of their role in survival.
-
The Rationality of the Faith: A Comparative Study between al-Ghazzali and Alvin Plantinga
Monire Jamshidi 2024 -
The place of Asceticism and its functions in to Schopenhauer’s and Al- Ghazali’s Thoughts
Sima Safarighalezanjiri 2023بحث زهد و مسائل مربوط به آن از جمله مسائلي است كه از ديرباز توجه برخي از متفكران غربي و شرقي را در حوزههاي مختلف تفسير، فلسفه، عرفان، تصوف و فلسفه اخلاق را به خود معطوف داشته است. امام محمد غزالي و آرتور شوپنهاور ازجمله متفكراني هستند كه عليرغم نظام فكري متفاوت، با نگرشي عارفانه به زهد و شيوه زاهدانه و پارسامنشانه در نظام فلسفي خود توجه كردهاند. غزالي زهد را به عنوان يكي از مقامات سالكان و عارفان معرفي ميكند و آن را به اعراض و بيميلي نسبت به دنيا و امورات آن به جهت دستيابي به لقاي حق تعالي در جهان آخرت تعريف ميكند، اما شوپنهاور جهان را ارادهاي ميداند كه منشأ تمام دردها و رنجهاي موجود در اين عالم است و بر آن است كه هر آنچه در اين عالم وجود دارد، جلوه و نمود همين اراده است. بر همين مبنا، او زهد را به سركوب اميال و غرايز و محدود كردن خواستههاي مطلوب و روي آوردن به امور نامطلوب با هدف نفي اراده تعريف ميكند. در نظر هر دو متفكر زهد، نتايجي را در پي دارد كه مهمترين و اصليترين آن نيل به سعادت بشري است و با توجه به دخيل بودن زهد در سعادت و كمال بشر از نگاه غزالي و شوپنهاور، بررسي و تطبيق ديدگاههاي اين دو متفكر بزرگ، به نظر مفيد فايده ميرسد. جهانبينيهاي متفاوت حاكم بر نظام فكري اين دو انديشمند سبب گرديده تا مفهوم زهد و نتايج حاصل از آن، با وجود اشتراكات، داراي تفاوتهايي نيز شود. اين پژوهش درصدد آن بوده است تا ضمن لحاظ بستر و جهانبينيهاي متفاوت حاكم بر انديشه غزالي و شوپنهاور، اشتراكات و افتراقات مفهوم زهد و نتايج حاصل از آن را، استنباط و تبيين كند. واژههاي كليدي: اراده، رياضت، زهد، سعادت، شوپنهاور، غزالي
-
A Comparative Study of Soren Kierkegaard and Fakhr Razi's point of view on Rational Religiosity
Saba Zolfaghari 2023مسئل? دين و ايمان و ارتباط آن با عقلانيت يكي از مهمترين مباحث فلسفي است؛ مسئلهاي كه از ديرباز محل بحث و بررسي انديشمندان و متفكران قرار گرفته است. اساساً نسبت و رابط? ايمان و عقل با يكديگر موجب شكلگيري دو مكتب «ايمانگرايي» و «عقلگرايي» گرديده است كه هر كدام طرفداران خاص خود را در جهان اسلام و جهان غرب دارند. در پژوهش پيش رو، «امام فخرالدين رازي» از ميان متكلمان مسلمان و «سورن كي يركگور» بهعنوان فيلسوفي اگزيستانسياليست در غرب، بهدليل ديدگاه خاصشان در باب ماهيت دين برگزيده شدند تا با روش توصيفي- تحليلي به بررسي و مقايس? ديدگاه اين دو انديشمند پرداخته شود. پرسش اصلي اين است كه وجه اشتراك و افتراق كي يركگور و فخر رازي پيرامون ارتباط دين و عقل چيست؟ بهنظر ميرسد كي يركگور در دست? ايمانگرايان افراطي بهشمار ميرود. وي بنيان دين را نوعي شورمندي ميداند كه با عقل در تضاد است و در تمام طول تفكرات فلسفياش، سعي در نشان دادن آشتيناپذيري دين و عقل دارد. فخر رازي در دور? متأخر زندگاني خويش، با نظري? كي يركگور در بخشي از فلسف? دينداري خود همدل ميشود و دين و گزارههاي آن را فراعقلي و به دور از دسترس عقل در نظر ميگيرد و همانند كي يركگور به ايمانگرايي روي ميآورد؛ اما تفاوت اين دو در اين است كه كي يركگور كل مجموع? دين و گزارههاي آن را دور از دسترس عقل درنظر ميگيرد و در باب اثبات و تبيين دين و گزارههاي آن، عقلستيز محسوب ميشود و ايمانگرايي را پيشه ميكند كه فراتر از عقل است؛ درحاليكه فخر رازي فقط در بخشي از گزارههاي ديني به ايمانگرايي روي ميآورد و عقل را همواره پشتيبان گزارههاي ايماني در دست? خردپذير مانند مقام نبوت و وحي ميداند؛ اما مواردي چون عذاب و ثواب اخروي را خردگريزي ميداند. كلمات كليدي: ايمانگرايي، عقلگرايي، فخر رازي، كي يركگور، عقلانيت ايمان، دين
-
A comparative study of the effect of education and love on perfection from the pont of viev of Mulla sadra and Plato
Maryam Hagyan 2023 -
((Reviewing the attitude of Abolghasem Fanaei towards the difference in the conception of God from the viewpoint of mystics and philosophers))
Parya Moradimohammadabadi 2023چكيده يكي از دغدغههاي اصلي و اساسي كه همواره براي انسان وجود دارد، شناخت خداوند است؛ تا جايي كه ميتوان ادعا نمود خدا مهمترين مسئل? انسان و فلسفه است. يكي از مباحثي كه ميتوان در خصوص خداوند آن را پيگيري نمود بحث از تشخص يا عدم تشخص خداوند است. آقاي ابوالقاسم فنايي نويسند? معاصر، در مقالهاي تحت عنوان خداي عرفان و خداي فلسفه؛ به بررسي تصوير خدا در عرفان و فلسفه ميپردازد. وي در مقال? مذكور، بين خداشناسي دو نحل? فلاسفه و عرفا، تفاوت اساسي قائل ميشود. با پيگيري مطالب مقال? مورد بحث و بررسي شواهد و دلايلي كه آقاي فنايي به آنها اشاره نموده است؛ به تشخص واجبالوجود در فلسفه و عدم تشخص خدا در عرفان ميرسيم. آقاي فنايي با توجه به تعريف فلاسفه از خدا، لوازم الهياتي منفي نظير غايب، مجهول و دور بودن خدا در فلسفه را نتيجه ميگيرد. برخي همچون آقاي فنايي اختلافنظر بين خداشناسي فلاسفه و عرفا را اختلافي زيربنايي و كليدي ميدانند تا جايي كه معتقدند ساير اختلافنظرهاي بين آنان از همينجا يعني تفاوت در تعريف و تصور از خداوند سرچشمه ميگيرد. مقايس? اين دو تلقي از خداوند و تأمل در لوازم الهياتي و پيامدهاي منطقي آنها بسيار آموزنده و در عين حال سرنوشتساز است. ما در پژوهش حاضر با تحليل تقرير فلاسف? شاخص از تعريف خداوند و مقايس? خداشناسي فلسفي و عرفاني با هم، به اين نتيجه ميرسيم كه برخلاف مدعاي آقاي فنايي مبني بر غيريت خداي فلسفه و خداي عرفان، خداشناسي دو نحله در روش با يكديگر متفاوت است والّا تعريف خدا در فلسفه و عرفان به عنوان موجود مطلق بشرطلا و موجود مطلق لابشرط به يك معنا ميباشد. هدف اصلي در پژوهش حاضر بررسي صحت انتساب مدعاي آقاي فنايي به خداشناسي فلاسفه مسلمان است و سعي بر اين است كه هم تصوير نسبت داده شده و هم لوازم منفي شمرده شده براي اين تصوير را با توجه به متون فلاسفه شاخص سه مكتب مشاء، اشراق و متعاليه پيگيري نماييم. اين پژوهش با روش توصيفي _ تحليلي پيگيري ميشود و روش جمعآوري اطلاعات، كتابخانهاي اعم از كاغذي و الكترونيك است. كليد واژگان: تصوير خدا، خداي متشخص، خداي نامتشخص، ابوالقاسم فنايي، خداي فلسفه، خداي عرفان
-
A Study of Maximal Salvation from the Perspective of the Islamic Philosophy
Zeinab Meratifash 2022مسئلهي سعادت و نجات از دغدغههاي اساسي انسان بوده و از نگاه فيلسوفان مسلمان داراي اهميت ويژهاي است. پژوهش حاضر كه در پي بررسي كميت بهرهمندان از سعادت و نجات از ديدگاه ابنسينا، سهروردي، ملاصدرا است، اين پرسش محوري را دنبال ميكند كه در حيات اخروي نسبت افراد اهل نجات به افراد اهل عذاب و گرفتاري از حيث كميت چگونه است؟ مباحث حكيمان مسلمان در اين مسئله حاكي از اين است كه آنها اهل نجات و سعادت اخروي را اكثري ميدانند. اين نوشتار قصد دارد: اولاً شواهد و ادلهاي بيان كند كه اين مدعا را تأييد ميكند. ثانياً چگونگي تأثير هر يك از اين شواهد و ادله را بر افزايش كميت نجاتيافتگان و سعادتمندان تحليل و بررسي نمايد. لذا در پي اثبات اين مدعا _ كه حكماي منظور در حيات اخروي اكثريت را اهل نجات ميدانند _ در نوشتار حاضر شواهدي كه دلالت بر اين مطلب دارند ذيل مباني خداشناختي، انسانشناختي، معادشناختي، هستيشناختي و آراء دينشناسانه آنان احصا گرديده است. كيفيت تأثير هر يك از اين مباحث را بر كميت نجاتيافتگان و سعادتمندان مورد بررسي قرار داده است. علاوه بر اهميت خود اين مباحث تحليل اين مباني حاكي از آن است كه هر يك از اين مباني متضمن مطالبي است كه منجر به استنباط نجات اكثريت در حيات اخروي خواهد شد. از جملهي اين شواهد و ادله ميتوان به اين موارد اشاره كرد؛ صفات الهي حاكي از آن است رحمت الهي كه اصيل، واجب و ذاتي حق تعالي است، عموميتي فعلي دارد نه شأني و وسعت آن، عذاب الهي را كه امري عارضي است نيز در بر ميگيرد؛ چرا كه رحمت الهي غالب بر غضبش بوده و مصحح امكان نجات اكثري است.
-
Imamate and Welayah from the viewpoint of Yari's beliefs and discourse
Taban Omidi 2022 -
A Comparative Study Of The Problem Of Unity In Plurality In The Philosophy Of Heraclitus And Mulla Sadra
Hedeieh Jaafari 2022مبحث وحدت در كثرت از مسائل مهم فلسفي است كه از دير باز سابقه اي طولاني در فلسفه داشته است.مفاهيمي همچون وحدت و كثرت از جمله امور بديهي هستند كه بي نياز از تعريف مي باشند.از اين رو،آنچه در تعريف آنها بيان شود،بيشتر توضيح لفظ است تا بيان مفهوم.آنچه در اين مقايسه مقصود است بررسي اصل وحدت در كثرت و ارتباط آن با حركت و تغيير در انديشه ي هراكليتوس و ملاصدرا و بيان وجوه اشتراك و اختلاف آنها پيرامون وحدتي كه پيوند دهنده اين كثرات است،مي باشد.هراكليتوس هر چيزي را در تغيير و دگرگوني مي بيند او معتقد است هرچيزي از اضداد تشكيل مي شود و نيروهايي در آن وجود دارند كه به طور همزمان از دو طرف بر هم اثر مي گذارند و از اين رو همواره دچار تنش دروني هستند.اين تغيير و در گذر بودن، پيوسته يك هماهنگي در ميان پديده ها به وجود مي آورد.اين هماهنگي،حاصل ستيزه و تنش دائم است .اينكه كثيري وجود دارد روشن است، اما در عين حال بايد وحدتي باشد كه موجب به هم پيوستن پديده ها شود.پديده ها به هم وابسته اند.اضداد اگرچه دگرگون و به يكديگر تبديل مي شوند،اما حاصل اين دگرگوني و اضداد،وحدت و هماهنگي است.در واقع ،همان گونه كه اضداد زاييده ي وحدت اند وحدت نيز نتيجه اضداد است.اين وحدت با كثرت به نحوي عجيب آميخته است به گونه اي كه بدون كثرت، چنين وحدتي امكان پذير نيست.وحدتي كه در ميان اين كثرات وجود دارد، پنهان است و اين اصل پنهان عالم همان لوگوس است،لوگوس، قانون جهاني و عقل كلي جهان است كه بر همه چيز و همه جا و همه كس فرمانرواست. ملاصدرا قائل به حركت جوهري است.حركت در جوهر كه فقط بر پايه ي اصالت وجود و تشكيك آن ممكن است،به اشتداد و تضعف است.نظريه ي حركت جوهري، فقط حركت در يك مقوله را اثبات نمي كند ،بلكه با اثبات حركت در جوهر جسماني ،كل عالم مادي يكپارچه در حركت خواهد بود.عالم ،موجودمتصل و متسلسل واحدي است كه به سوي غايتي روان است.اتصال و به هم پيوستگي موجودات و آمدن يكي از دل ديگري،نمايش سيلان و جريان يك حقيقت به سوي يك غايت است.ماهيات مي روند و مي آيند،اما وجود مادي امري جاري و باقي است.هر مرحله اي محصول مرحله ي قبلي و معد مرحله ي بعدي است.بدين ترتيب،عالم مادي در عين كثرت و تنوع از يك وحدت بنيادين برخوردار است؛وحدتي كه همه ي كثرات راه به هم مي پيوندد و همه امور به ظاهر متفرق را اجزاء و مراتب يك حقيقت قرار مي دهد. ازجمله وجوه اشتراك ايشان اين است كه هر دو به سيلاني فراگير در عالم قائل اند كه به پيدايش كثرت در عالم منجر مي شود و نيز به وحدتي در پس اين كثرت قائل هستند و از اين وحدت با تعبير وحدت در كثرت ياد كرده اند.واز جمله وجوه اختلاف ايشان اين است كه هراكليتوس به حركت ديالكتيكي قائل است و حركت را حاصل ستيز ميان اضداد مي پندارد،اما ملاصدرا وجود جوهر شي مادي را به خودي خود سيال مي داند.از نظر هراكليتوس وحدتي كه كثرات را به هم مي پيوندد، لوگوس است اما ، ملاصدرا اين وحدت را وجود مطلق مي داند .
-
A Critique Of Divine Hiddenness Argument According to Molla sadra's Seddiqin Argument
Parvin Mohammadi 2022امروزه مسئل? اختفاي الهي به عنوان دليلي بر انكار وجود خداوند به كار ميرود. مسئل? خفاي الهي را اولينبار شلنبرگ به صورت برهاني مدون مطرح كرد. از نظر شلنبرگ اقتضاي صفت عشق و خيرخواهي مطلق الهي خودآشكارگي خداوند و ارائ? شواهد و قرائن كافي بر وجود خود است به گونهاي كه هيچگونه شك و ترديدي در مورد وجود خداوند براي انسان باقي نميماند. اما خداوند شواهد و قرائن كافي بر وجود خود ارائه نكرده است و در خفاست، بنابراين خداناباوري و الحاد معقول و سرزنشناپذير است. شلنبرگ بر اساس اين استدلال نتيجه ميگيرد كه خدايي وجود ندارد. اما بر اساس فلسف? اسلامي به ويژه برهان صديقين، تصويري از ذات خداوند مورد توجه قرار گرفته شده است كه در آن خداوند در نهايت ظهور است و خفاي آن نيز مربوط به همين شدت و فرط ظهور است. بر اساس اين تصوير خداوند حقيقتي نيست كه در خفا و بطون و غياب مطلق باشد تا لازم باشد همواره با استناد به امور ظاهر بر وجود پنهان و غايب او استدلال كرد. بلكه ميتوان وجود واجب تعالي را به گونهاي تصوير نمود كه وجودش ظاهر بلكه در نهايت ظهور است، به گونهاي كه نيازي به شاهد گرفتن موجودات ديگر غير از او، براي اثبات وجود او نيست. بر اساس برهان صديقين ملاصدرا، حقيقت هستي مساوي با ذات لايزال خداوند است. از نظر ملاصدرا وجود حقيقي فقط از آن خداوند است و هم? موجودات تجليات و مظاهر وجود او هستند كه نسبت آنها با خداوند مثل نسبت سايه به صاحب سايه است. وقتي سايه هست، به طريق اولي صاحب سايه بايد موجود باشد. پس وقتي موجوداتي در عالم هست، به طريق اولي خدا بايد موجود باشد. اگر انسان توفيق يابد و موجودات را اينگونه درك كند، خدا را در تمام مظاهر هستي خواهد يافت. مطابق چنين تصويري از خداوند برهان اختفاي شلنبرگ، قطع نظر از انتقادات ديگري كه بر آن وارد شده است، از اين حيث نيز قابل انتقاد است كه كارآيي آن تنها نسبت به تصوري خاص از ذات خداوند خواهد بود و مطابق تصوري كه در فلسف? اسلامي و به ويژه در برهان صديقين از ذات خداوند ارائه ميشود، برهان اختفا بلاموضوع ميشود و قابليت طرح خود را از دست ميدهد
-
an inquiry into the answers derived from the quran and sunnah to the problem of evil
Seyed fazlollah Rowshan 2020 -
Legal and Jurisprudence Study guarantee clause in the contract of investment profits
Naeim Mohammadi 2020 -
A study on Molla Sadra’s Cretiques of Suhrawardi’s Theory on Luminous Knowledge.
Sohila Ghorbanian 2020 -
The Research and Analysis of The History of Political Relationships Bet ween Alavid Tabarestan and Abbasd Caliphate .
Mehran Khosravi 2020 -
The Influences of the Philosophy of Illumination in Recognizing and Obtaining Salvation From Viewpoint of Suhravardi
Khadejeh Rahmatifarjam 2020 -
The theory of » Revelation by Dreams and visions« and a study on itُs critiques
Zinab Ezati 2020 -
Studying the History and the Historical Geography of Kermanshah in the Islamic Era
Mahnaz Solaemany 2020 -
The Significance oqcfcasions of Revelation in Social Commentaries based on AlManar FiZilal AlQuran AlMizan Nemoone Commentaries
Sahar Matlobi 2019The Significance oqcfcasions of Revelation in Social Commentaries based on AlManar FiZilal AlQuran AlMizan Nemoone Commentaries
-
Studying the relationship between Ethics and Religion from the view point of William James and Morteza Motahari
Zohreh Koolivand 2019 -
The Meaning and Types of Intuition in Sheikh al-Ishraq's Philosophy
Fershte Ali bigi 2019 -
A Study on the Relationship between philosophical and Religious Explanations of the prayer
Malihe Hatami 2019 -
The resurrection of imperfect souls according to Farabi and Avicenna in comparison to quranic Verses and Traditions
Zahra Kahrizi 2019 -
Interpretation of the contract in the civil law of Iran, Iraq and Egypt
MOHAMMED SHIHAB AHMED 2019In this paper, we discuss the interpretation of the contract in civil law of Iran, Iraq and Egypt and the current practice in these countries on this subject. First, we discuss the various theories in these countries between law scholars and jurists in these countries, as well as the interpretation of the civil law of Iran, Iraq, and these are our reference rules and the judiciary's reference in which the interpretation of the contract in which the interpretation The contract is in Egyptian civil law and Articles 150 and 151 of the Civil Code
-
The Comparative Study of Avicennan and Sadraee Psychology Considering Substantial Motion Doctrine.
Arefeh Haidaryan 2019AbstractOne of the most important topics of philosophy is philosophical Psychology.There are many philosophers that present their notes in this regard. Among thephilosophers of Islam, two of the most prominent are Avicenna and Mulla Sadra.In the philosophical Psychology of Avicenna, he has an opinion and presentsimportant and new arguments and, to the extent that he has been able to developthis science, but since he did not pay attention to an important issue, ie,substantial movement in this object, his philosophical Psychology is very differentfrom Sadra's. This article, as its name implies, compares the comparative formof these two sciences with its focus on the substantial movement and its impacton Sadra's philosophical Psychology in compare of Avicenna's.
-
Division and Conversion of Companies in Iran and English Law
Azam Emadi 2019 -
The Role of Women in the Sacred Defense, With Emphasis on theNovels of Khab Sabze Eshgh and Khake Sorkh
Khodad Moradi 2018 -
An investigation about the Criticisms of Motahari on Philosophical Study of Human
Fariba Karami 2018 -
Check Arguments for the Existence of God in Spinoza's philosophy and Mulla Sadra
Ziaaldin Karami 2018 -
A comparative study of soul in the view of Spinoza and Mulla Sadra
Ellahe Mohammadi 2018 -
Investigation and Criticism of the Position of Intellect in Morality in the View of Muslim Philosophers with a Special Emphasis on Muhammad-e-bne Zakarya Razi’s Opinions
Najme Mosavi 2018 -
tehThe Role of Purification of The Carnal Soul In Acquiring Knowledge According to Transcendental Philosophy
SeyedMohammad Hasan Zamani 2018 -
Imam Fakhr Razi’s theology with Emphasis to his interpretation on Esharat-va-Tanbihat
Aliasghar Tabardar 2018 -
Revelation and religious experience according to contemperary scholars
2017 -
The knowledge of God and the Real World in the philosophy of Ibn Sina and Leibniz
Asad Yari 2017 -
The Role of Philosophy in Salvation in Muhmmad-Ibn-Zakariya Al- Razi’s view
Soraia Solimany 2017 -
The comparative study on Marcel and Mulla-Sadra's attitudes on existence of human.
Sara Sahraei Belverdi 2017 -
The study on Sartre and Mulla Sadra's views about will and freedom.
Fariba Farhadighazafi 2017 -
the fact death and life afterward in perspective of M.T.JAFARI
2017 -
Typology and PHilosophical Meaning of Symbols in Suhrawardi's Allegorical Narratives
Azadeh Elyasee 2017 -
Shortcomings of Rules Related to Annulment of Contracts in Iran Civil Law
Sahar Abasi paemami 2016 -
philosophical anthropology in ayatollah javady amoly's views
2016 -
fait and reason in al-Ghazzlis thoughs
Fereshteh Fazel zadeh 2016 -
meaning ,proofs and results of the philosophical rule "every temporal contingent is preceded by its potentiality and material "
Fahime Shafi ghaem 2015 -
a comparative study on divine knowledge in ghazali s and mulla sadras views
Sajad Homayooni 2015 -
بررسي تفكر اشراقي در فلسفه ابن سينا
2015 -
critical thinking in shahid Mutahhari`s works
2015 -
a survey concering mulla sadra`s criticisms of peripateticism in speculative theology
2014پژوهش حاضر به منظور ارائه و بررسي انتقادات ملاصدرا بر ابن سينا در حوزه الهيات بالمعني الاخص فراهم آمده است. موضوع الهيات خاص موجودات مجرد و در صدر آنها واجب الوجود و شئون مربوط به او مي باشد با توجه به اينكه مباحث مربوط به الهيات بالمعني الاخص ازجمله مسائل مهم فلسفي كلامي مي باشد و بنيادي ترين مسائل در اين حوزه قرار مي گيرند، نقاط اختلاف ابن سينا با ملاصدرا در اين حوزه اهميت بيشتري مي يابد. در اين پژوهش ابتدا آراء ابن سينا در اثبات ذات مطرح شده و به انتقادات ملاصدرا در اين زمينه پرداخته مي شود سپس به انتقادات ملاصدرا در زمينه توحيد ذات، صفات الهي، صدور كثرات از واحد و معاد پرداخته شده است.اين رساله روشن مي سازد كه گرچه در بسياري از موارد تبيين ملاصدرا در مسائل اين حوزه والاتر از نظرات شيخ مي باشد اما نمي توان ملاصدرا را در تمامي انتقاداتش محق دانست چرا كه گاهي روش سخن شيخ چنان است كه زمينه را براي برداشت هاي متفاوت از سخنان وي فراهم آورده است.
-
The relationship between man & God in Islam & christianity
Zahra Olfati 2013 -
the stages of human intellect and it`s relation to the active intellect in avicenna`s and mullasadra`s views
Lala Solgi 2013 -
suhravardi`s criticism on peripatetics from fallacies perspective
Kazem Mosakhany 2012
